الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

387

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

همسايه اى بنام « امرؤ القيس » دارم كه قسمتى از زمين مرا غصب كرده است و مردم گواه صدق منند ، ولى چون براى او احترام بيشترى قائل هستند حاضر به حمايت من نيستند . پيامبر ص امرؤ القيس را خواست و از او در اين زمينه سؤال كرد ، او در پاسخ همه چيز را انكار نمود ، پيامبر ص به او پيشنهاد سوگند كرد ، ولى مرد شاكى عرض كرد : يا رسول اللَّه ! اين مرد بىبندوبارى است كه براى او هيچ مانعى ندارد سوگند دروغ ياد كند ، پيامبر ص فرمود به هر حال چاره اى نيست ، يا بايد شهود بياورى و يا بايد تسليم سوگند او شوى ، به هنگامى كه امرؤ القيس برخواست تا سوگند ياد كند ، پيامبر ص به او مهلت داد ( و فرمود در اين باره بينديش و بعدا سوگند ياد كن ) . آن دو باز گشتند و در اين حال ، آيه اول و دوم مورد بحث نازل شد ( و آنها را از سوگند دروغ و عواقب آن بر حذر داشت ) . هنگامى كه پيامبر ص اين دو آيه را براى آنها خواند ، امرؤ القيس گفت حق است ، آنچه نزد من است سرانجام فانى مىشود و اين مرد راست مىگويد من قسمتى از زمين او را غصب كرده‌ام ، ولى نمىدانم چه مقدار بوده است ؟ اكنون كه چنين است هر مقدار مىخواهد ( و مىداند حق او است ) بر گيرد ، و معادل آن هم بر آن بيفزايد به خاطر استفاده اى كه در اين مدت از زمين او كرده‌ام ، در اين هنگام سومين آيه مورد بحث نازل شد ( و به كسانى كه عمل صالح توام با ايمان دارند بشارت « حيات طيبه » داد ) . تفسير : زندگى پاكيزه در گرو چيست ؟ در تعقيب آيات گذشته كه از زشتى پيمانشكنى و سوگند دروغ سخن ميگفت نخستين آيه مورد بحث نيز تاكيدى بر همان مطلب دارد ، با اين تفاوت كه انگيزه